تبليغاتX
ذهنیات

ذهنیات

شرح ذهنیات و داستانهای کوتاه

و باز هم زندگی

از خدا پرسیدم:خدایا چطور می توان بهتر زندگی کرد؟

خدا جواب داد :گذشته ات را بدون هیچ تاسفی بپذیر،

با اعتماد زمان حالت را بگذران و بدون ترس برای آینده آماده شو

ایمان را نگهدار و ترس را به گوشه ای انداز

شک هایت را باور نکن و هیچگاه به باورهایت شک نکن

زندگی شگفت انگیز است فقط اگر بدانید که چطور زندگی کنید .
+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم تیر 1389ساعت 17:7  توسط سعید  | 

زندگی

شاید بگویید: خوب ٬ زندگی من دقیقاً مطابق با توقع هایم نیست!

اگر در همین زمان زندگی از شما بپرسد:تو برای من چه کرده ای؟ چه پاسخ می دهید؟

آرزوی ٬ کوتاه کردن راه ٬ به شما سرعت نمی بخشد ٬ باید میان سخت گیری و رحمت ٬ میان انظباط و سهل انگاری توازن برقرار کرد.

بدون تلاش ٬ هیچ چیز رخ نمی دهد ٬ حتا معجزه.برای آن که معجزه ای رخ دهد٬ ایمان لازم است.برای ایمان داشتن ٬ باید حصار پیش داوری ها را برچید.برای ویران کردن حصارها ٬ شهامت لازم است.برای شهامت داشتن ٬ غلبه بر خوف لازم است.وهمین طور پیش می رود.

بگذارید با روزگار خود از در آشتی درآییم.نباید از یاد ببریم که زندگی هوادار ماست.او نیز خواهان رشد است.بگذارید یاریش کنیم.

.............................................................برگرفته از کتاب دومین مکتوب (پایولو کویلیو)

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387ساعت 15:37  توسط سعید  | 

زندگی خار یا گل؟

زندگی بستری از تیغ و خار و یا باغی از گل سرخ است٬اما این که ما زندگی را از چه زاویه ای ببینیم مهم است.

ایا هرگز متوجه شده اید  وقتی به شما شاخه گل سرخی هدیه می کنند که ساقه اش خارهایی به خود چسبیده دارد٬اگر خارها را از ان جدا کنند٬زودتر پژمرده می شود؟ ایا هیچ گاه به فردی که شاخه گلی به شما اهدا کرده می گویید که چرا گلی را با خار به شما هدیه می دهد؟شما از کنار خارها می گذرید و از اهدا کننده گل تشکر می کنید.به راستی انچه در زندگی به هر یک از ما داده شده کمتر از گل سرخی است که دوستی به ما اهدا می کند و ما به خار ان توجهی نداریم؟پس از کنار خارهای زندگی٬بزرگوارانه بگذریم و نگاه امیدوار خود را متوجه گل ها کنیم.

 

+ نوشته شده در  شنبه نهم شهریور 1387ساعت 23:8  توسط سعید  | 

جهان براي هر كس فقط يك بار است قدر اين يك بار را بدانيد.              ولتر 
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت 10:57  توسط سعید  | 

خدا روزی رسان است اما...

جمعي دور هم نشسته بودند و در مورد مهرباني و كرم و بخشش خداوند با هم صحبت مي كردند يكي از ميان جمع گفت:"مي گويند خدا روزي رسان است، پس چرا ما بايد از صبح تا شب براي بدست اوردن روزي، تلاش و كار كنيم؟"

از ميان جمع تعدادي با او مخالفت كردند و گفتند:"خداوند بدون سعي و تلاش به كسي روزي نمي دهد. ان مرد از مخالفت ديگران عصباني شد و به انها گفت من به شما ثابت مي كنم كه بدون سعي و تلاش هم مي شود روزي به دست اورد.او با دوستانش قرار گذاشت چند روزي به مسجد برود و هيچ خوراك و نوشيدني هم با خود نبرد.يك روز گذشت و از غذا و روزي خبري نشد. روز دوم هم گذشت، باز هم خبري نشد.او حسابي گرسنه و منتظر بود و تصميم گرفت كه از حرفش برگردد ولي ناگهان مردي وارد مسجد شد و دستمال نانش را باز كرد و مشغول خوردن نان و پنير شد. مرد كه بي توان و بي جان در گو شه اي از مسجد از حال رفته بود، با ديدن نان و پنير با چند سرفه الكي مرد را متوجه خود كرد. مرد با ديدن او به طرفش رفت و نان و پنيرش را با او تقسيم كرد. روز بعد، مرد پيش دوستانش رفت و با افتخار ماجرا را تعريف كرد و گفت:"حالا به شما ثابت شد كه خدا روزي رسان است و ما بيهوده سعي و تلاش مي كنيم."

يكي از ميان جمع خنديد و گفت:"حق با توست، خدا روزي رسان است اما يك ِاهّّني هم مي خواهد."از ان به بعد اين َمثل در مورد كساني به كار مي رود كه انتظار دارند بدون زحمت و تلاش وفكر به موفقيت برسند.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 16:59  توسط سعید  | 

یک حرکت ساده

هر كسي مي تواند بزرگ باشد... زيرا هر كسي استحقاق ان را دارد كه در خدمت همنوع خود باشد.براي خدمت نياز به داشتن مدرك دانشگاهي نيست، نياز به تطابق فعل و فاعل نيست، فقط نياز به يك قلب مملو از بخشش است. روحي كه از عشق زاده مي شود.انهايي كه انجام كاري را غير ممكن مي دانند نبايد مانع انجام ان كار توسط ديگران شوند.                                        مارتين لوتركينگ

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم مرداد 1387ساعت 12:31  توسط سعید  | 

انتخاب واکنش

تمام چيزهايي كه ما حس مي كنيم از قبيل :احساس،مزه،شنيدن يا ديدن توسط مغز انجام مي شود.دنيايي كه مي بينيم،تنها در مغز ما وجود دارد.و اين همان مغزي است كه مي تواند اگاهي و درك ما را در چگونه به نظر رسيدن انها تغيير دهد.ما انتخاب مي كنيم كه چگونه واكنش نشان دهيم.

اين در مورد اتفاقات دنياي فرضي شما نيست.زيرا هر كسي در زندگيش از پستي و بلندي هايي عبور مي كند،همانطور كه شما عبور مي كنيد.

از دست دادن خوشي و لذت در هر دوره اي از زمان كه در اوج موفقيت هستيد برابر است با دوگانگي يا خسارتي كه باعث افسردگي يا دلسردي و يا حتي خود كشي مي شود زيرا شما در سختيهاي زندگي ضربه خورده ايد.

رمز و رازي صورت گرفته كه در مورد خود يا پيرامون وقايع زندگي شما نيست بلكه در مورد واكنش شما نسبت به انهاست.

انتخاب چگونگي واكنش ما را قادر به كنترل،برقراري ارتباط و تثبيت واكنشي كه تنها اصل بنيادي موفقيت در اداره زندگي يك فرد است مي كند.اكنون يك نفر چقدر مي تواند انرا انجام دهد؟صحبت كردن در اين مورد اسان است ا ما به تمرين نياز دارد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387ساعت 19:48  توسط سعید  | 

تو اعجازی

هر ثانيه اي از زندگي ما لحظه اي بديع و بي نظير از جهان هستي است،لحظه اي كه هرگز تكرار نخواهد شد... و ما به بچه هايمان چه مي اموزيم؟مي اموزيم كه دو دو تا مي شود چهارتا،و اين كه پاريس پايتخت فرانسه است.

پس چه وقت به انها خواهيم اموخت كه چيستند و كيستند؟

بايد به هر يك از انان بگوييم :ايا مي داني كه تو چيستي و كيستي؟ تو يك اعجازي. بي همتايي. در طي تمام سالهايي كه سپري شده هيچ بچه ديگري شبيه تو به دنيا نيامده است.پاهاي تو، بازوان تو، انگشتان زبر و زرنگ تو و تمامي حركات و سكنات تو بي همتا و بي نظيرند.

شايد تو شكسپير، ميكل ان‍‍ژ و يا بتهوون ديگري.تو قابليت شدن هر چيز را داري.تو اعجازي. و وقتي هم كه بزرگ شدي ايا مي تواني به كسي كه همانند خود تو اعجاز ديگري است، صدمه اي برساني؟

تو بايد تلاش كني-همه بايد تلاش كنيم-تا جهاني در خور و شاينده كودكان ان بسازيم.                            

                                                                                           پابلو كاسلز

 

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم مرداد 1387ساعت 19:29  توسط سعید  | 

وظیفه ما در دنیا

به اين دنيا قدم نهاده ايم كه ياد بگيريم؛

در پي ياد گيري ها، بياموزيم، از اموخته هايمان، شگفتي را تجربه كنيم، از شگفتيها، دانايي كسب كنيم،

از دانايي مان سادگي را فرا بگيريم،

و با سادگي،جزئيات اين دنيا را لمس كنيم.

تنها با لمس اين جزئيات است كه

كشف مي كنيم، چه وظيفه اي در دنيا به عهده ماست.

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم مرداد 1387ساعت 18:7  توسط سعید  | 

قوانین انسان بودن

1.جسمي به ما عطا خواهد شد.

ممكن است ما اين جسم را دوست بداريم و يا اينكه از ان متنفر باشيم،در هر حال اين جسم در طول زندگي لحظه به لحظه با ما و همراه ما خواهد بود.

2.ما درس خواهيم اموخت.

ما به صورت تمام وقت در مدرسه اي به نام زندگي ثبت نام كرده ايم و تمام روز براي درس خواندن فرصت داريم.ممكن است از اين دروس خوشمان بيايد و يا اينكه تصور كنيم اين دروس بي ربط و احمقانه اند.

3.اشتباهي در ميان نيست،همه درس هستند.

رشد،و يا به عبارتي،تجربه،مرحله اي از مراحل ازمون و خطاست.تجارب"ردي" در تكوين مراحل زندگي به اندازه همان تجاربي كه نهايتا مورد"قبول" واقع مي شوند،موثرند.

4.درس تا زماني كه اموخته نشده،تكرار مي شود.

درس در اشكال مختلف به ما ارايه مي شود تا موقعي كه از برمان شود.وقتي كه ان را اموختيم،اجازه داريم تا به درس بعدي بپردازيم.

5.اموختن دروس را پاياني نيست.

هيچ نكته اي از زندگي نيست كه درس مربوط به خود را نداشته باشد.تا زماني كه زنده ايم درسي براي اموختن وجود دارد.

6."انجا" بهتر از "اينجا" نيست.

وقتي "انجا" ي ما تبديل به"اينجا" شد،باز"انجا" ي ديگري هست كه از"اينجا" ي ما بهتر مي نمايد.

7.ديگران اينه اي تمام نما از خودمان هستند.

ما نمي توانيم چيزي را در شخص ديگري دوست داشته باشيم و يا اينكه از ان متنفر باشيم،مگر انكه ان چيز منعكس كننده چيزي باشد كه مادر درونمان ان را دوست مي داريم و يا از ان متنفريم.

8.هر انچه كه از زندگي مي سازيم به خود ما بستگي دارد.

ما همه ابزارها ومنابع مورد نياز خود را داريم.هر كاري كه با انها بكنيم بستگي به خود ما دارد.انتخاب با ماست.

9.پاسخ هاي ما در درون ما نهفته است.

پاسخ به سوالات زندگي در درون ما نهفته است.تنها كاري كه بايد بكنيم عبارت است از نگريستن،گوش كردن و اعتماد كردن.

10.ما همه اين مطالب را به فراموشي خواهيم سپرد.

                                                                                         چري كارتر-اسكات

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم تیر 1387ساعت 17:36  توسط سعید  |